علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
354
آيين حكمرانى ( فارسى )
اذن امام . از ديدگاه شافعى ، موات عبارت است از هر زمينى كه نه آباد باشد و نه حريمى از يك زمين آباد ، هرچند به چنين زمينى متصل باشد . اما ابو حنيفه گفته است : موات زمينى است كه از زمين آباد شده دور باشد و آب هم به آن نرسد . ابو يوسف گفته : موات هرزمينى است كه اگر كسى در نزديكترين نقطهء آن به يك زمين آباد شده بايستد و با صداى بلند فرياد زند و از آن سوى كسى ديگر در نزديكترين نقطه از زمين آباد ايستاده باشد صداى او را نشنود . اين دو نظريه بيرون از چهارچوب متعارف است كه معمولا اراضى [ داير و باير ] به هم پيوستهاند « 1 » . در حق احياى اراضى موات ، همسايگان اين اراضى و كسانىكه از آن دورند با يكديگر برابرند . اما مالك گفته است : همسايگانى كه در اراضى داير مجاور هستند بيش از كسانىكه دورند سزاوار احياء هستند . [ چگونگى احياء ] چگونگى احياى چيزى كه قصد احياى آن را دارند ، به عرف وابسته است ؛ چرا كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله از باب ارجاع به عرف شناخته شده روزگار خويش در اينباره هيچ قيد و وصفى را با احياء همراه نكرد و آن را مطلق آورد . بنابراين ، اگر هدف از احياى موات ، احياى آن براى سكونت گزيدن باشد ، اين احياء به برپا ساختن ديوار و سقف زدن تحقق مىيابد ؛ زيرا اين كار
--> ص 743 ، ش 1424 ؛ طحاوى ، شرح معانى الآثار ، ج 3 ، ص 268 و 270 ؛ طبرانى ، المعجم الاوسط ، ج 1 ، ص 190 ، ش 601 ؛ همو ، المعجم الكبير ، ج 18 ، ص 318 ، ش 823 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 3 ، ص 338 ، ش 14677 ، ص 356 ، ش 14882 ، ص 363 ، ش 14595 و ص 381 ، ش 15123 . البته در برخى منابع نيز عبارت « فهو احق به » آمده است : براى نمونه بنگريد به : بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 6 ، ص 147 ، ش 11593 . در برخى هم تنها براى احياكننده مزد مقرر شده و چنين آمده است : « من احيا ارضا ميتة فله فيها اجر » . براى نمونه بنگريد به : ابن حبان ، صحيح ابن حبان ، ج 11 ، ص 613 ، ش 5202 و ص 614 ، ش 5203 ؛ هيثمى ، موارد الظمآن ، ج 1 ، ص 278 ، ش 1136 ؛ بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 6 ، ص 148 ، ش 11598 ؛ نسائى ، السنن الكبرى ، ج 3 ، ص 404 ، ش 5756 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 3 ، ص 304 ، ش 14310 ، ص 313 ، ش 14401 و ص 326 ، ش 14540 - م . ( 1 ) . ابو يعلى ( ص 209 ) گويد : موات عبارت است از آنچه نه آباد باشد و نه حريمى از يك زمين آباد ، هرچند خود به چنين زمينى داير متصل باشد . على بن سعيد گفته است : از امام احمد پرسيدم : آيا براى اراضى [ - مقصود اراضى موات قابل احياء است ] در دورى و نزديكى آنها به آبادىها حدى گذارده مىشود ؟ در پاسخ گفت : از ليث بن سعيد فاصله يك غلوه يا همانند آن روايت شده است ، اما من نمىدانم اين چيست . بدينسان امام احمد سخن ليث را كه براى اراضى موات قابل احيا چنين حداقل فاصلهاى با آبادىها را شرط دانسته مخالفت كرده است - م .